ما به دنبال این هستیم که دانش‌آموزان بتوانند مسائل، مشکلات و نگرانی‌های خودشان را حل کنند و موانع مسیر رشد خود را کنار بزنند. در تربیت اسلامی انتهای این مسئله عبودیت است به این معنا که تنها خدا را در مسائل خود سهیم بدانیم و کسی این ادعا را نکند که به غیر از خدا می‌تواند مشکل‌گشایی کند. در مراتب پایین‌تر این است که دانش‌آموز خودش محرک به سمت پیشرفتش باشد و بتواند از عهده کارهایش برآید.

همچنین باید تربیت محیطی باشد و همه جوانب تربیت استعدادهای دانش‌آموزان را پوشش دهد. به این معنا که همه چیز اعم از کادر مدرسه، فضای ساختمان، محتوا، طرح درس، روش تدریس و همه ابزار و عناصر هم‌سو برای تسهیل مسیر رشد باشند.

کار معلم راهنما مهندسی نظام آموزشی و تربیتی است. ممکن است مجری فردِ دیگری باشد، ولی طراحی نظام و ساختار و تعریف چشم‌انداز برعهده معلم راهنما است. گاهی

گاهی در مدارس نگاه تفکیکی وجود دارد مثلا مسائل اخلاقی به معاونت پرورشی و مسائل آموزشی به معاونت آموزش سپرده می‌شود. درحالی که ما چنین دیدگاهی نداریم. همه معلمان باید در مسائل آموزشی و تربیتی همپوشانی داشته باشند. معلم راهنما به معلم ریاضی نمی‌گوید که در کلاس چه چیزی بگو ولی می‌گوید چه خروجی از او انتظار دارد.

گزینش و آموزش معلمان وظیفه معلم راهنما است. همچنین برگزاری یک‌سری جلسات خصوصی و عمومی با والدین به صورت منظم و فوق‌العاده و فوری برای هم‌سو ساختن والدین درجهت اهداف آموزشی و تربیتی مدرسه برعهده معلم راهنما است.

در این الگو تفکیک برنامه‌های عملیاتی در حوزه ساحت‌های آموزشی و پرورشی ممکن نیست و این أمر وجه نوآوری این ایده است.

معلم راهنما باید روانشناسی رشد و برنامه‌ریزی بداند و دانش دینی داشته باشد. همچنین بسیار مهم است که فلسفه تعلیم‌و‌تربیت بداند تا بتواند انسان را از باب بینش‌ها و گرایشاتش درک کند.

متن کامل تجربۀ «معلّم راهنما؛ تسهیلگر تحقق تربیت تمام‌ساحتی در دانش‌آموزان» را از اینجا دانلود و مطالعه کنید.