تولد نظریه تمدن نوین اسلامی (2) حسن ابراهیم پور
انقلاب اسلامی؛ نقطه آغاز یک حرکت تمدنی
در گذر بیش از چهار دهه از پیروزی انقلاب اسلامی، مفهومی در گفتمان سیاسی و فرهنگی جمهوری اسلامی پدید آمده که میتوان آن را یکی از عمیقترین و بلندمدتترین اهداف نهضت امام خمینی(ره) دانست؛ مفهومی با نام «تمدن نوین اسلامی». این نظریه نه بهیکباره، بلکه در یک مسیر تدریجی و با تکیه بر تجربهی انقلاب و هدایت رهبر معظم انقلاب، شکل گرفته، رشد کرده و به بلوغ نظری رسیده است. تولد این نظریه را باید در پیوند میان تجربهی تاریخی انقلاب و عمق اندیشههای تمدنی مقام معظم رهبری جستوجو کرد.
از انقلاب تا نظامسازی
در آغاز، امام خمینی (ره) با قیامی الهی و مردمی، گام نخست را در مسیر تمدنسازی برداشتند: انقلاب اسلامی. انقلابی که با بازگرداندن دین به عرصهی حیات اجتماعی و سیاسی، نخستین مرحله از یک حرکت تمدنی را رقم زد. در آن مقطع، دغدغهی اصلی، براندازی سلطه استبداد داخلی و استعمار خارجی، و ایجاد یک نظام اسلامی بر پایه ولایت فقیه بود.
گامهای راهبردی رهبر انقلاب
با رحلت امام(ره)، مسئولیت هدایت این مسیر بر دوش رهبر معظم انقلاب، حضرت آیتاللهالعظمی خامنهای مدظلهالعالی قرار گرفت؛ رهبری که با نگاهی راهبردی و افقنگر، فرآیند انقلاب را نه در مرحلهی تشکیل حکومت متوقف کرد، بلکه آن را مرحلهای در مسیر یک حرکت تمدنی دانست. ایشان از اواخر دهه ۷۰ و بهویژه در دهه ۸۰، واژههایی چون «مهندسی فرهنگی»، «نظامسازی» و سرانجام «تمدن نوین اسلامی» را وارد ادبیات رسمی انقلاب کردند (ر.ک: تحلیلی بر ابعاد و مؤلفههای تمدن نوین اسلامی از منظر مقام معظم رهبری، ص۱۲).
نقشه راه تمدنی
در بیانات ایشان، نظریه تمدن نوین اسلامی در قالب یک نقشه راهِ پنجمرحلهای تبیین شده است:
۱. انقلاب اسلامی
۲. نظام اسلامی
۳. دولت اسلامی
۴. جامعه اسلامی
۵. تمدن نوین اسلامی
هر یک از این مراحل، نهفقط شکلی از سازمان سیاسی، بلکه سطحی از عمقبخشی به هویت اسلامی جامعه محسوب میشود. ایشان بارها تأکید کردهاند که اگرچه انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ به پیروزی رسید، اما هنوز راه زیادی تا تحقق تمدن اسلامی در پیش است (بیانات در دیدار اعضای شورای عالی مرکز الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، ۱۳۹۱/۲/۱۰).
شاخصههای تمدن نوین از منظر رهبری
شاخصههای تمدن نوین اسلامی در اندیشه ایشان، بر اساس تجربهی تاریخی انقلاب و تبیین مستمر مفاهیم اسلامی، بهتدریج شکل گرفت. نخستین پایهی این تمدن، توحید در ساختار اجتماعی و سیاسی است؛ توحیدی که تجلی آن در نفی سلطهی طاغوت، عدالتمحوری، کرامت انسان و حضور معنویت در عرصه عمومی است (تمدن با نگاهی به مبانی در عصر کنونی، ص۱۸).
رهبر انقلاب در تبیین تمدن اسلامی، از تلفیق پیشرفت مادی و تعالی معنوی سخن میگویند؛ الگویی که در آن، علم و اقتصاد و فناوری، نه در مسیر قدرتطلبی، بلکه در خدمت رشد انسان قرار میگیرد (شاخصههای تمدن نوین اسلامی، ص۴۵).
مقابله با تمدن بحرانزده غرب
در دهه ۸۰، با اوجگیری تهاجم فرهنگی غرب و گسترش ناتوی فرهنگی، رهبر انقلاب گفتمان تمدن نوین اسلامی را صریحتر و با تأکید بیشتری مطرح کردند. ایشان تمدن غربی را تمدنی بحرانزده، منفعل و انسانزُدا توصیف کردند و در مقابل، از تمدنی سخن گفتند که عدالت اجتماعی، سبک زندگی اسلامی، استقلال فرهنگی، و مشارکت مردمی در چارچوب مردمسالاری دینی را بههم میآمیزد (بیانات در دیدار نخبگان جوان، ۱۳۹۲/۷/۱۷).
پیوند الگوی پیشرفت با تمدنسازی
در دهه ۹۰، با تدوین الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، تلاش شد مبانی نظری تمدن اسلامی وارد حوزهی سیاستگذاری و برنامهریزی کلان شود. رهبر انقلاب در دیدار با نخبگان، جوانان، دانشگاهیان و روحانیون بارها بر این نکته تأکید کردند که تمدن نوین اسلامی بدون تحول در علوم انسانی، بدون تربیت نسل مؤمن و مجاهد، و بدون مقاومت فرهنگی ممکن نیست (بیانات در دیدار با اعضای دفتر تحکیم وحدت، ۱۳۸۲/۴/۱۷).
تمدن نوین؛ امتساز و منطقهگرا
تولد این نظریه، همزمان است با تحولات میدانی جمهوری اسلامی در سطح منطقهای و جهانی. رهبر انقلاب از تعبیر «امتداد جغرافیای مقاومت» استفاده کردهاند؛ به این معنا که تمدن نوین اسلامی، پدیدهای صرفاً ایرانی نیست، بلکه ظرفیتی امتساز دارد. حضور مفاهیمی چون جهاد، مقاومت، استقلال و هویت اسلامی در بیانات ایشان، همگی بیانگر آن است که این تمدن باید با مشارکت امت اسلامی و در برابر نظام سلطهی جهانی شکل گیرد (تحلیلی بر ابعاد و مؤلفههای تمدن نوین اسلامی، ص۳۰).
لحظه تاریخی تولد
در سالهای اخیر، با افزایش تمرکز بر «جهاد تبیین»، «امید به آینده» و «جهش علمی»، بهروشنی پیداست که رهبر انقلاب، جامعهی امروز را در نقطهی حساس تولد تمدن اسلامی میدانند. ایشان میفرمایند:
«ما امروز در مقطعی قرار داریم که در واقع، دورهی شکلگیری تمدن نوین اسلامی است. این مرحله، نیاز به فهم، ایستادگی، و مجاهدت بیشتر دارد» (بیانات در دیدار مسئولان نظام، ۱۳۹۸/۲/۲۴).
جمعبندی: تولد نظریه، زاییدهی واقعیت
در این چارچوب، تولد نظریه تمدن نوین اسلامی را باید حاصل چهار عامل دانست:
۱. تجربهی عملی جمهوری اسلامی
۲. سیر تحولخواه انقلاب اسلامی
۳. اندیشهی راهبردی رهبر انقلاب
۴. نیاز تاریخی جهان اسلام به بازسازی هویت و قدرت خود
این نظریه، بهتدریج از دل واقعیتها زاده شد، رشد کرد و اکنون به یک گفتمان مسلط در آیندهنگری انقلاب اسلامی تبدیل شده است.
در پایان میتوان گفت، تولد این نظریه تنها یک رویداد نظری نیست، بلکه یک روند تاریخی و فکری است که با عمقگیری در متن جامعه اسلامی، نسل جدیدی از متفکران و فعالان فرهنگی را درگیر خود کرده است. نظریه تمدن نوین اسلامی، نه یک آرمان انتزاعی، بلکه پروژهای تمدنی است که مسیر آن از درون انقلاب اسلامی آغاز شده و افق آن، دستیابی به جامعهای توحیدی، عدالتمحور، پیشرفته و مستقل است. این نظریه، حاصل ایمان به امکان تحقق اسلام ناب در عصر حاضر است؛ ایمانی که خود، مهمترین شاخصهی تولد تمدن است.
منابع
- *تحلیلی بر ابعاد و مؤلفههای تمدن نوین اسلامی از منظر مقام معظم رهبری، فصلنامه اندیشه نوین دینی، شماره ۳۶، ۱۳۹۹.
- *تمدن با نگاهی به مبانی در عصر کنونی، محمدهادی همایون، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، ۱۳۹۶.
- *شاخصههای تمدن نوین اسلامی، مرکز تحقیقات اسلامی صدا و سیما، ۱۳۹۴.
- *بیانات مقام معظم رهبری، سایت رسمی دفتر حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبری: https://farsi.khamenei.ir