مدینه فاضله فارابی، شهری در دامنه معرفت وجودی - سید علیرضا تقوی
یکی از اندیشمندانی که می توان پیوندی عمیق میان نگرش او به هستی و تفکر سیاسی اش مشاهده کرد، ابونصر فارابی، مشهور به «معلم ثانی» است. فارابی، به عنوان فیلسوفی الهی، نظریه سیاسی خود را بر پایه یک نظام هستی شناختی منسجم و قابل درک بنا نهاده است که بر محوریت مراتب وجود، رابطه علیت و معلولیت، و نظم کیهانی جایگاه شکل گرفته است. او ساختار هستی را به گونه ای تبیین می کند که از آن، اصول و مبانی سیاست استنتاج می شود. در نتیجه، اندیشه سیاسی وی بازتابی از بینش فلسفی او درباره جهان نشئت گرفته است.
فارابی نظام هستی را بر مبنای مراتب موجودات توضیح می دهد که از کامل ترین مرتبه یعنی «سبب اول» آغاز می شود. وجود اول یا علت نخست، کامل ترین موجود در نظام آفرینش است که همه موجودات دیگر از او نشأت گرفته و به واسطه او نظم می یابند. این سلسله مراتب، از موجودات کامل تر به ناقص تر امتداد می یابد تا جایی که به موجودی ختم می شود که در پایین ترین مرتبه وجود قرار دارد.[1] فارابی با بهره گیری از این ساختار، مراتب نظام سیاسی را نیز بر اساس الگوی مشابهی تبیین می کند. در این نظام، رئیس اول یا رهبر مدینه فاضله نقش علت نخست را ایفا می کند؛ همان گونه که موجودات عالم وجود به علت نخست وابسته اند، اجزای مدینه نیز به رئیس اول وابسته اند.[2]
فارابی مدینه را به عنوان یک موجود زنده تصور می کند که اجزای آن، همانند اجزای موجودات طبیعی، در یک سلسله مراتب قرار دارند. در این نظام، اجزای مدینه از حیث توانایی و استعداد متفاوت اند و هر یک نقشی متناسب با مرتبه خود ایفا می کنند. رئیس مدینه فاضله، مشابه علت نخست در نظام هستی، ناظم و مبدأ حیات مدینه است.[3] او با بهره گیری از عقل فعال، فضایل را در افراد مدینه پرورش می دهد و آن ها را به سوی سعادت رهنمون می کند:
«و تكون له قدرة على جودة إدراك شيء شيء مما ينبغي أن يعمل من الجزئيات و قوة على جودة الإرشاد لكل من سواه إلى كل ما يعلّمه و قدرة على استعمال كل من سبيله أن يعمل شيئا ما في ذلك العمل الذي هو معدّ نحوه و قدرة على تقدير الأعمال و تحديدها و تسديدها نحو السعادة. و إنما يكون ذلك في أهل الطبائع العظيمة الفائقة إذا اتصلت نفسه بالعقل الفعال.»[4]
«و او توانایی درک دقیق هر یک از جزئیاتی را که باید انجام شود، دارد و همچنین توانایی راهنمایی صحیح هر کسی غیر از خود را نسبت به هر آنچه می آموزد. او همچنین قادر است هر کسی را، بر حسب مسیر و قابلیتش، برای انجام عملی که برای آن آماده شده است، به کار گیرد و توانایی سنجش، تعیین و هدایت اعمال را به سوی سعادت دارد.و این ویژگی تنها در کسانی که دارای سرشتهای بزرگ و برتر هستند، تحقق مییابد، آنگاه که نفس آنها با عقل فعال اتصال پیدا کند»
به بیان دیگر، همان گونه که عقل فعال واسطه فیض الهی به عالم هستی است[5]، رئیس اول نیز واسطه تحقق فضیلت و سعادت در مدینه است.[6]
در اندیشه فارابی، نظام هستی و نظام سیاسی به دلیل ساختار سلسله مراتبی خود، دارای شباهت های بنیادینی هستند. در نظام هستی، رابطه علت و معلول میان موجودات برقرار است و هر موجود، فیض وجود را از علت خود دریافت می کند. در نظام سیاسی نیز، رابطه ای مشابه میان رئیس مدینه و سایر اعضای آن وجود دارد. رئیس مدینه، به واسطه علم و فضیلت برتر خود، نقش علت غایی را برای مدینه ایفا می کند و افراد را متناسب با توانایی هایشان در سلسله مراتب مدینه قرار می دهد. این سلسله مراتب، نه بر مبنای سلطه، بلکه بر اساس تفاوت های ذاتی در استعدادها و توانایی ها بنا شده است. فارابی با تکیه بر نظریه مراتب وجود، به تبیین رابطه میان انسان، مدینه و عالم می پردازد. او معتقد است که همان گونه که موجودات طبیعی از علت نخست به وجود می آیند و به سوی کمال حرکت می کنند، انسان نیز در مسیر تکامل خود باید از وابستگی به ماده فاصله گرفته و به سوی تجرد و کمال گام بردارد. این فرایند، تنها در بستر مدینه فاضله و تحت رهبری رئیس اول امکان پذیر است. رئیس اول، با اتصال به عقل فعال و بهره گیری از فیض الهی، قادر است انسان ها را از حالت نقص به سوی کمال هدایت کند.[7]
یکی از مفاهیم کلیدی در فلسفه فارابی، «عقل فعال» است که به عنوان واسطه فیضان الهی عمل می کند. عقل فعال، واسطه ای است که از طریق آن فیض الهی به موجودات عالم می رسد و انسان نیز از طریق اتصال به آن، به کمال و سعادت دست می یابد.[8] در نظام سیاسی فارابی، رئیس مدینه فاضله با عقل فعال در ارتباط است و این ارتباط، مبنای مشروعیت و کارآمدی رهبری اوست. رئیس اول، به واسطه این اتصال، توانایی تربیت افراد و تحقق نظم و فضیلت در مدینه را پیدا می کند.[9]
فارابی در نظام فلسفی خود، عقل فعال را بهعنوان حلقه ارتباطی میان جهان مادی و عالم مفارق معرفی می کند. عقل فعال نقش اساسی در تبدیل عقل بالقوه انسان به عقل بالفعل داشته و منشأ دریافت معرفت و ادراک مبادی عقلیه است. انسان برای رسیدن به کمال حقیقی، نیازمند فیض عقل فعال است، زیرا ابزار دستیابی به این کمال در ذات او وجود ندارد و باید از مبادی عقلیه بهره مند شود. فارابی کمال نهایی انسان را در ادراک معقولات می داند و معتقد است که این کمال، نه در عالم طبیعی، بلکه در ارتباط با عقل فعال محقق می شود.[10]
این نظریه در بعد سیاسی نیز تأثیر گذار است، زیرا تنها عقل فعال است که به انسان این توانایی را می بخشد تا به مقام شناخت حقیقت و هدایت دیگران برسد. از دیدگاه فارابی، معرفت صرفاً یک تلاش عقلانی نیست، بلکه امدادی الهی است که عقل انسانی را به مرتبه عقل مستفاد می رساند. به همین دلیل، نظم سیاسی در تفکر او بر اساس تمایز میان دانایی و نادانی بنا شده و برتری عالمان، که با عقل فعال ارتباط دارند، امری طبیعی و مشروع تلقی می شود. وی جامعه را بر اساس درجات مختلف درک و معرفت انسان ها طبقه بندی می کند و معتقد است که ریاست جامعه باید در اختیار حکیمان و عالمان باشد.[11]
در این راستا، فارابی رئیس جامعه سیاسی را شخصی می داند که از بالاترین درجه معرفت برخوردار بوده و توانایی هدایت دیگران را داشته باشد. او این رئیس را به دو طریق، یعنی از طریق وحی و از طریق فلسفه، به فیض عقل فعال متصل می داند. به همین دلیل، رئیس مدینه در اندیشه او یا فیلسوف است[12] یا نبی،[13] و تنها در چنین جامعه ای، که تحت هدایت یک رهبر دانا و عادل باشد، سعادت حقیقی افراد تحقق می یابد.[14]
در نهایت، میتوان گفت که فارابی با بهرهگیری از مفاهیم و اصول هستی شناسی، نظریه سیاسی خود را توسعه داده و نشان داده است که تحقق سعادت انسانی، مستلزم وجود نظم و رهبری متناسب با نظام هستی است. این پیوند عمیق میان هستی شناسی و نظریه سیاسی، یکی از ویژگی های برجسته اندیشه فارابی است که امتداد یک اندیشه هستی شناسانه را در تولید نظریات سیاسی روشن می سازد.
[1] آراء اهل مدینه الفاضله (فارابی، ابونصر، دار و مکتبه الهلال، بیروت: 1995 م)، ص48
[2] سیاست مدنیه (فارابی، ابونصر، دار و مکتبه الهلال، بیروت: 1996 م)، ص88
[3] آراء اهل مدینه الفاضله (فارابی، ابونصر، دار و مکتبه الهلال، بیروت: 1995 م)، ص116
[4] سیاست مدنیه (فارابی، ابونصر، دار و مکتبه الهلال، بیروت: 1996 م)، ص88
[5] سیاست مدنیه (فارابی، ابونصر، دار و مکتبه الهلال، بیروت: 1996 م)، ص82
[6] ر.ک: سیاست مدنیه (فارابی، ابونصر، دار و مکتبه الهلال، بیروت: 1996 م)، ص87 و 88
[7] درآمدی فلسفی بر تاریخ اندیشه سیاسی در ایران (طباطبایی، سیدجواد، انتشارات کویر، تهران: 1372 ه.ش)، ص161
[8] سیاست مدنیه (فارابی، ابونصر، دار و مکتبه الهلال، بیروت: 1996 م)، ص77
[9] ر.ک: درآمدی فلسفی بر تاریخ اندیشه سیاسی در ایران (طباطبایی، سیدجواد، انتشارات کویر، تهران: 1372 ه.ش)، ص79
[10] اصول و مبادی فلسفه سیاسی فارابی (ناظرزاده کرمانی، فرناز، دانشگاه الزهرا، تهران: 1376 ه.ش)، ص180
[11] قدرت، دانش و مشروعیت در اسلام (فیرحی، داود، نشر نی، تهران، 1381 ه.ش)، ص335
[12] آراء اهل مدینه الفاضله (فارابی، ابونصر، دار و مکتبه الهلال، بیروت: 1995 م)، ص125
[13] آراء اهل مدینه الفاضله (فارابی، ابونصر، دار و مکتبه الهلال، بیروت: 1995 م)، ص109
[14] سیاست مدنیه (فارابی، ابونصر، دار و مکتبه الهلال، بیروت: 1996 م)، ص90