انسان بعد از سن بلوغ به انتخاب‌های بزرگی می رسد. یکی از این انتخاب‌ها انتخاب مربی یا به تعبیر روایت پدری است که او را تربیت می‌کند. اگر انسان بخواهد که در مسیر زندگی کمتر آسیب ببیند ناگزیر به تلاش برای یافتن مربی است.

نگاه ما اینست که انسان در یافتن راه درست باید آنقدر تلاش کند که بعد از آن خودش مجبور به انتخاب همان راه باشد. مخاطب ما بعد از سن بلوغ به کمالات و اختیاراتی می‌‌رسد که می‌تواند بعضی از انتخاب‌های خود را به فردی بسپارد که در انتخاب راه، یار او باشد تا نیاز نباشد که نوجوان بخواهد همه گزینه‌ها و مسیرهای پیش‌رو خود را امتحان کند.

پنج گام برای اجرای ایده (ناظر به مخاطب):

1-  مخاطب بداند که نیاز به ره‌یار دارد و چرا؟
2- ارتباط‌ گرفتن با مخاطب جهت معرفی ره‌یار.
3- کمک به مخاطب برای اولویت بندی و انتخاب ره‌یار.
4- مشورت با والدین و رهیار.
5- گام آخر انعقاد قول و اعلام رابطه ره‌یار و متربی است.

وجه نوآورانه این ایده این است که ساختار تربیتی موجود (مدرسه یا مسجد) صرفاً زمینه‌ساز این ارتباط است ولی نظارت بر این فرآیند برعهده ولی دانش‌آموز است.

جهت تعمیم و اجرای این ایده در سایر مدارس در ابتدا نیاز است که یک هیئت یا برنامه فرهنگی مستقل در مدرسه ایجاد شود افراد خودشان با انگیزه درونی در آن شرکت کنند و مدرسه فقط زیرساخت آن را فراهم کند به صورتی که والدین نیز بتوانند در آن مشارکت داشته باشند. البته در این مسیر باید داشت که رفاه‌طلبی، واسپاری و فرافکنی مانع از اجرا و گسترش برنامه می‌گردد. به طور مثال ولی بلد نیست که ولایت خودش را اعمال کند و می‌گوید که مشکل از ره‌یار است. از طرفی ممکن است ره‌یار هم نتواند ارتباط درستی با بچه‌ها برقرار کند و بگوید، پدر و مادر نمی‌گذارند.

متن کامل تجربۀ «ره‌یارِ تربیتی در کنار خانواده» را از اینجا دانلود و مطالعه کنید.