دین؛ ضامن وحدت و عامل انسجام جامعه

سید علیرضا تقوی؛ پژوهشگر مطالعات حکمرانی

چنانچه در مطالب گذشته ذکر شد، در نظام اندیشه اسلامی «جامعه» مرکبی حقیقی و دارای روح جمعی است که از قابلیت هدایت و جهت‌دهی معنوی برخوردار است. اکنون پرسش آن است که چه عاملی می‌تواند اجزای متکثر جامعه را به یکدیگر پیوند داده و حرکت آن را در مسیر کمال و سعادت تضمین نماید؟

نوشتار حاضر به تبیین نقش بی‌بدیل دین به عنوان عامل اصلی انسجام اجتماعی و جهت‌دهنده جامعه به سوی غایت متعالی می‌پردازد؛ نقشی که هم در تحلیل تاریخی علامه طباطبایی از پیدایش اختلاف و نیاز به شریعت، و هم در نگاه نظام‌مند امام خمینی به دین به عنوان ارائه‌دهنده «نظام کلی اجتماعی» و «غایت مشترک» قابل مشاهده است.

دین؛ تنها راه رفع اختلاف و تحقق وحدت حقیقی

بر اساس اندیشه حکمی اسلامی، جامعه حقیقتی متکثر است. این حقیقت متکثر نیاز به عاملی دارد تا پیکره آن را به یکدیگر پیوند داده و روح جمعی و حرکت به سوی کمال و سعادتش را تضمین نماید. علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، با استناد به آیات قرآن کریم، معتقد است «دین» تنها ضامن حقیقی وحدت و سامان اجتماعی است.

در خوانشی تاریخی از اجتماع، مرحوم علامه آورده است تاریخ بشر با یک وحدت ساده و فاقد اختلاف آغاز شد: «كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً». اما این وحدت، با بروز غریزه استخدام و تضاد منافع، به اختلاف و پراکندگی انجامید. با ایجاد تشتت و پراکندگی بود که خداوند با برانگیختن انبیا و انزال کتب آسمانی، راه را برای بازگشت به وحدت، بر پایه‌ای آگاهانه و مبتنی بر حق، هموار ساخت. به بیان علامه، خداوند انبیا را فرستاد «لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا» تا اختلافات را داوری کرده و جامعه را به وحدت حقیقی خویش بازگردانند؛ بازگشتی که تنها از مسیر «اقامه دین» میسر بود. علامه طباطبایی با اشاره به آیه شریفه «أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ» معتقد است رفع اختلاف و ایجاد اتحاد، تنها از راه دعوت به دین و اقامه شریعت در جامعه تحقق می‌یابد و بر همین اساس تنها ضامن اجتماع صالح را، دین معرفی می‌نماید.[1]

دین؛ ارائه دهنده نظام کلی اجتماعی و غایت مشترک

نگاه مذکور به نقش دین در پیوند اجتماع و ایجاد جامعه صالح، در اندیشه اجتماعی امام خمینی (ره) نیز با عمق بیشتری پیگیری می‌شود. از منظر ایشان، دین با ارائه یک «نظام کلی اجتماعی»، پیوند و همبستگی ضروری میان افراد جامعه را برقرار می‌سازد. شریعت، با در بر گرفتن تمام شئون زندگی از خصوصی‌ترین روابط تا پیچیده‌ترین مناسبات عمومی، یک چارچوب مشترک برای کنش اجتماعی فراهم می‌کند. وقتی تمام اعضای یک جامعه، از طرز معاشرت با خانواده و همسایه تا قوانین تجارت و سیاست، از منبعی واحد الهام می‌گیرند، یک وحدت رویه و همبستگی عمیق در تار و پود جامعه تنیده می‌شود. ایشان در کتاب «ولایت فقیه» می‌فرماید:

«احكام شرع حاوى قوانين و مقررات متنوعى است كه يك نظام كلى اجتماعى را مى‌سازد. در اين نظام حقوقى هرچه بشر نياز دارد فراهم آمده است… براى همۀ اين مراحل دستور و قانون دارد تا انسان تربيت كند – انسان كامل و فاضل.»[2]

علاوه بر ایجاد نظام مشترک، دین با ترسیم یک غایت مشترک، به ایجاد پیوندی قوی در میان افراد اقدام می‌کند. امام خمینی با قیاس میان ساختار فرد و جامعه معتقد است، همان‌گونه که در فرد، قوای مختلف تحت هدایت عقل واحد به سوی کمال حرکت می‌کنند، در جامعه نیز افراد و گروه‌های مختلف تنها تحت یک هدایت واحد می‌توانند به اجتماعی معتدل و صالح تبدیل شوند. از دیدگاه ایشان، اسلام همان اصل هدایتگری است که با ارائه یک مقصد متعالی مشترک (سعادت دنیا و آخرت)، روح جمعی را تقویت کرده و جامعه را به استقلال و قدرت حقیقی می‌رساند:

«اسلام است كه مى‌تواند ما را به سعادت دنيا و آخرت برساند. اسلام است كه براى ما آزادى – يك آزادى سالم، آزادى صحيح – تأمين مى‌كند. اسلام است كه مى‌تواند ما را مستقل كند. اسلام است كه مى‌تواند روح ما را قوى كند، و به تبع آن جسم ما هم قوى بشود.»[3]

بر این اساس، دین قوام‌بخش جامعه، نقشه جامع تکامل آن، و تنها نیروی هدایتگری است که می‌تواند با ایجاد پیوندی عمیق از طریق ارائه یک نظام مشترک و هدفی واحد، حیات اجتماعی را در مسیر غایت متعالی آن به پیش برد.

 



[1] المیزان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص۹۳).

[2] ولایت فقیه، ص29

[3] صحیفه امام، ج7، ص542 و 543